آثار ناملموس  استان یزد

 

حاجی بادام

(1399/4/3)

حاجی بادام یکی ازمعروف ترین شیرینی های یزد بوده که زبانزد خاص و عام است. این محصول به دلیل وجود آرد بادام، آرد نخودچی،جوز و تخم مرغ ارزش غذایی بسیار فراوانی دارد، همچنین طعم آن بسیار عالی و متمایز از دیگر شیرینی هاست. بنابر پژوهش های انجام شده، بادام غذای مغذی و غنی است و با داشتن چربی های اشباع نشده و پروتئین می تواند عامل مفید و تضمین کنندۀ سلامتی باشد؛ بادام حاوی مقدار زیادی اسید چرب است که به نرم شدن پوست کمک می کند؛ بادام به دلیل سرشار بودن از ویتامین E خاصیت ضد پیری داشته و از ایجاد چین و چروک جلوگیری می کند. جوز هندی برای درمان و تسکین بسیاری از دردها مفید شناخته شده‌است. در طب سنتی، دانه و روغن جوز هندی را برای درمان بیماری‌های مربوط به اعصاب و سیستم گوارش تجویز می‌کنند.از روغن جوز هندی، مانند روغن دانۀ میخک برای کاهش موقتی دردهای دندان نیز می‌توان استفاده کرد. جوز هندی به حفظ سلامت دستگاه ایمنی بدن کمک می‌کند. برای کاهش علائم آلرژی نیز می‌توانید جوز هندی بخورید. جوز به دلیل دارا بودن آلکالوئیدهای خاص، تسکین دهندهٔ دردهای مفصلی وروماتیسمی است. نخود چی دارای فیبر زیادی است.

دربارهٔ وجه تسمیۀ حاج بادام دو روایت وجود دارد. همان‌طور که مسلم است کلمه بادام به علت وجود بادام در این شیرینی است، امّا وجود کلمۀ حاجی چه معنایی دارد؟ آنچه در بین مردم رواج دارد این است که: وقتی حاج خلیفه علی رهبر به سفر حج مشرف می‌شود، مقداری خوراکی برای توشۀ راه از یزد با خود می‌برد که یکی از این خوراکی‌ها شیرینی بادامی بوده‌است، وقتی حاج خلیفه از سفر حج بازمی‌ گردد، متوجه می‌شود که مقداری شیرینی بادامی در جیب ‌شان باقی مانده‌ است و اصطلاحاً می‌گویند: این شیرینی‌ها نیز حاجی شده‌است.

 

ماقوت

(1399/4/3)

ماقوت، یک میان وعدۀ خوشمزۀ یزدی است که به عنوان خوراک غیر اصلی به جای میوه خورده می شود. این خوراکی در عین خوش طعم بودن، خوش عطر بودن و خوش رنگ بودن، بسیار مقوّی و سالم است. همچنین روش پخت آن نیز بسیار ساده است. این میان وعدل بی مانند یزدی اختصاص به فصل سرد دارد و در طول تابستان تولید نمی گردد و زمان تولید آن از میانه های فصل پاییز تا نیمۀ اسفند ماه است. مواد تشکیل دهنده ماقوت عبارتند از 1- نشاسته 2- آب 3- گلاب 4- شیرۀ نبات.

نشاسته ماده‌ای است سفید و بی بو و بی مزّه که از گندم تهیه می شود. نشاسته در یزد کاربرد های فراوان دارد و هم استفاده خوراکی دارد و هم برای آهار دادن پارچه و ساختن چسب و... نشاسته ارزش غذایی بسیار خوبی  داشته و بسیار مقوی است.

به طور کلی این خوراکی در کلیۀ شهرستان های استان یزد تهیه می شود که بسته به ذائقۀ هرشخص می تواند قدری درمواد افزودنی متفاوت باشد. شیوۀ تهیه و تولید ماقوت جزء دانش ها و عادت ها و رسم های مربوط به طبیعت و کیهان ازگروه دانش فنون بومی و سنتی است.

 

سفیداب

(1399/4/3)

سفیداب، نوعی لایه بردار و سفید کنندۀ پوست بدن است که به‌ طور سنّتی در یزد به شکل توپ‌های کوچک سفید رنگ تولید و به تمام ایران عرضه شده و در هنگام استحمام به کار گرفته می‌شود. این فرآورده با مالیده شدن بر سطح پوست به جمع‌ آوری و زدودن سلّول‌های مرده کمک می‌کند و باعث پاکیزگی و روشن دیده شدن یا سفید شدن رنگ پوست می‌شود.

در شهر یزد انواع گوناگونی از سفیداب تولید می شود که هریک به نام های ویژه ای خوانده می شود، مانند: سفیداب پنبه رو، سفیداب سرب، سفیداب سرخاب، سفیداب قلع و .......

اما آنچه به صورت سفیداب در یزد خوانده می شود. معمولی ترین نوع سفیداب است که برای شستشوی بدن و لایه برداری پوست اصطلاحاً چرک کردن با کیسه در حمام استفاده می شود.

 

کیک یزدی

(1398/11/29)

کیک یزدی یکی از معروف ترین شیرینی های سنّتی شهر یزد بوده که زبانزد خاص و عام در سراسر ایران است. و از کیک های بسیار خوشمزه و سنّتی ایرانی است که همان گونه که از نامش پیداست، اصالتش متعلّق به شهر یزد است. این کیک خوش طعم در مراسم عزاداری مردم استان یزد که در گویش یزدی «پُرسه» خوانده می شود، به عنوان یک شیرینی تسکین دهنده برای پذیرایی از کسانی که برای تسلیت و شرکت در مراسم پرسه آمده اند، مورد استفاده دارد. در این گونه مراسم عموماً کیک یزدی به همراه قهوۀ یزدی به افراد داده می شود. همچنین این شیرینی در ماه محرّم به عنوان یک شیرینی مناسبتی به عنوان نذری در میان مردم پخش می شود.

این محصول به دلیل وجود خلال بادام و پسته، گلاب، تخم مرغ و هِل ارزش غذایی مناسبی دارد و طعم بسیار عالی و از همه مهم تر تسکین دهنده بودن، آن را از دیگر شیرینی های یزد متمایز کرده است. بنابر پژوهش های انجام شده، هِل از نظر طبّ قدیم ایران، گرم و خشک است. برابر این نظر، جویدن دانه‌های هل پس از صرف خوراک، ضمن کمک به هضم و گوارش بهتر آن، می‌تواند بوی نامطبوع دهان را نیز خنثی کند. مصرف دم‌کردۀ آن مفرّح، مقوّی معده، لطیف و بادشکن است، دانه‌های هِل خواص گرما بخشی داشته و معده و روده‌ها را تقویت می‌کنند. هل اشتها را نیز تحریک می‌کند.

 

شولی یزدی

(1398/11/29)

شولی یزدی یا آش شولی، معروف‌ترین آش سنّتی یزد است و در آن از چغندر و سرکه و سبزیجاتی مانند: اسفناج ، شوید به همراه عدس و آرد استفاده می‌شود.

آش شولی یزدی یک میان وعدۀ و از محبوب‌ ترین آش های استان یزد بوده که در عین سادگی خوشمزه است. در اصل چاشنی این آش خوشمزه، سرکه است ولی بعضی‌ها با چاشنی شکر نیز میل می‌کنند.

شولی یزدی، معروف ترین آش یزدی است که در عموم میهمانی های مردم یزد پخته و مصرف می شود. این آش عموماً عصرها به عنوان میان وعده استفاده می شود و جنبه وعدۀ خوراکی ندارد.

این آش، خواص درمانی بسیاری دارد و مردم یزد در فصول چهارگانه و برای درمان بیماری های گوناگون از شولی با چاشنی ها و سبزیجات گوناگون  استفاده می کنند.

 

انگشتر گالو

(1399/4/3)

یکی از صنایع کهن ایران، ساخت زیورآلات زرین است. این هنر صنعت از گذشته های بسیار دور در شهر یزد رونق داشته، تا جایی که در بیشتر نقاط ایران و کشورهای اطراف، شهر یزد را به زیورآلات زرین و زرگران زبردست آن می شناختند. تولیدات زرگری شهر یزد بسیار متنوع است و شامل انواعی از گردنبندها، دستبندها، گوشواره ها، تاج ها و انگشترها می شود. انگشتر گالو یکی از انگشترهای معروف شهر یزد است که شیوۀ ساخت آن ویژۀ شهر یزد بوده و از گذشته های دور تنها توسّط زرگران یزدی ساخته می شده و تا چند دهۀ گذشته به عنوان حلقۀ ازدواج در تمامی ایران بویژه فلات مرکزی ایران شناخته می شده است.

انگشتر گالو معروف ترین انگشتر ساخت هنرمندان زرگر یزدی است. این انگشتر به دلیل ظرافت و زیبایی، استفاده از طلای بیست عیار در ساخت آن و همچنین استفاده از نگین های بسیار زیبا در مراحل تزئین آن از جمله زیباترین و کم نظیرترین انگشترهای شهر یزد است. معنای واژه گالو مشخص نیست، ولی نامی زردشتی است.

 

مدال سه لیره

(1399/4/3)

یکی از صنایع کهن ایران، هنر زرگری است. این هنر صنعت از گذشته های بسیار دور در شهر یزد رونق داشته، تا جایی که در بیشتر نقاط ایران و کشورهای پیرامون ایران، شهر یزد را به زیورآلات زرّین و زرگران زبردست آن می شناختند. تولیدات زرگری شهر یزد بسیار گوناگون است و شامل انواعی از گردن بند ها، دستبندها، گوشواره ها، تاج ها و انگشترها می شود. مدال سه لیره یکی از معروف ترین مدال های یزدی است که با روش ملیله به گونۀ بسیار ظریفی ساخته می شود و این شیوه ساخت منحصر به شهر یزد است و از گذشته های دور تنها بوسیلۀ  زرگران یزدی ساخته می شده و تا چند دهه گذشته به عنوان یکی از مهمترین زیورآلات در تمامی ایران بویژه فلات مرکزی ایران شناخته می شده است.

 

پارچۀ زری اطلسی

پارچۀ زری اطلسی به پارچۀ ظريف و لطيفی كه از دو سری نخ تار و پود تشکیل شده و با دست در دستگاه نساجی سنّتی دستور بافته شده، اطلاق می شود، به گونه ای كه پود در پشت پارچه به صورت ترکیب در پارچه بوده و تراكم پودی آن زياد باشد و جنس آن از ابریشم خالص با طرح های اصيل و سنّتی ايران در ترکیب با نخ های زرّین و سیمین گلابتون است. 

خاستگاه زری اطلسی، شهر يزد بوده و این پارچه همچنان در این شهر بافته می شود.

در لغتنامۀ دهخدا در بارۀ این پارچه چنین آمده است: جامهٔ اطلسی، جامهٔ ابریشمی پُرزداری است که روی آن پُرزدار و پشتش بی پُرز است و پُرزش کمتر از مخمل است. پارچهٔ اطلس نقشی ساده دارد و یک سوی آن براق است.

نیز دربارۀ زری نیز چنین آمده است: منسوب به زر.ساخته از زر. زرین. طلائیۀ پارچۀ زربفت. پارچه ای که پودهای آن طلاست. زربفت. نوعی جامه از زر بافته. جامه ای که تار از زر دارد. زربفت. قسمی پارچه که تمام یا گل ها و خطوط آن از تار و پود سیمین یا زرّین باشد.

 

دیوار چینه ای

(1398/11/29)

گِل یکی از کهن ترین مصالح ساختمانی است و شاید بتوان آن را کهن ترین مصالح ساختمانی بشر برای ساخت سرپناه دانست. این مصالح ارزشمند از گذشته های بسیار دور( پیش از تاریخ) در ایران، استفادۀ گسترده داشته است. یکی از نخستین نوع استفاده از گل برای معماری را می توان در شیوۀ ساخت دیوار چینه ای دید. این نوع دیوار از دوران پیش از تاریخ تا به امروز مورد استفاده است و از نظر ایرانیان و با استناد به تاریخ های ایرانی ساخت آن به دوران جمشیدی نسبت داده می شود.

در شاهنامۀ فردوسی دربارۀ استفاده از گِل چنین آمده است:

بفرمود پس دیو ناپاک را به آب اندرآمیختن خاک را

 

خشت آب مال

(1398/11/29)

خشت یکی از کهن ترین مصالح ساختمانی ایرانی است که از گذشته های بسیار دور( پیش از تاریخ) در ایران  استفاده می شده  است. خشت معمولاً به اشکال و ضخامت‌های گوناگون می‌تواند تولید شود، ولی مرسوم‌ترین آن شکل مربع و اضلاع ۲۰ سانتیمتر و به ضخامت ۵ سانتی‌متر است. یکی از حرفه های مربوط به خشت،  فنّ خشت مالی است. در استان یزد و شهر یزد نوع خاصی از خشت تولید می شود که بدان خشت اومال (آب مال) گفته می شود. خشت اومال، ترکیبی از خاک ماسه و کاه را دارد که نسبت به خشت های دیگر، آن را متفاوت می سازد.

در لغتنامۀ دهخدا دربارۀ واژه خشت چنین آمده است: آجر خام و ناپخته . پاره ای گِل که آن را در قالبی ریزند و چون شکل قالب به خود گرفت، قالب را از آن خارج کنند وسپس آن پارۀ گِل ، شکل قالب گرفته ، را در آفتاب گذارند تا خشک شود و بعد آن را در ساختمان ها به کار برند.

می گویند: خشت بهتر از آجر، عایق گرما و صداست . این پارۀ گل را گاه به جای «خشت» «خشت خام » نیز می گویند و چون خشت خام را بپزند، آجر می شود.

 

کُشتی بافی

(1399/4/3)

با توجّه به جایگاه و اهمیت کُشتی بستن در کیش زرتشتی که نشان از ورود رسمی به این آئین بوده و طیّ مراسمی ویژه به نام «سِدره پوشی» ، نونهالان طی بازۀ سنی هفت تا پانزده سالگی سدره پوش شده و کُشتی بر کمر می بندند، کُشتی بر کمر داشتن، یکی از نمادهای بارز تعلق فرد به کیش زرتشتی به شمار می رود.هرچند بر بستن کُشتی در تمام ساعات شبانه روز سفارش می شود ، امّا در پنج گاه نماز بستنِ آن از ضروریات است.

از حیث شکل ظاهری، کُشتی، بند مانندی است که بسته به سن ( کوچک و بزرگسال ) و دور کمر فرد،در ابعاد 50/2،3و تا 5 متر بافته می شود.بافت کُشتی نیاز به مهارت و تجربۀ ویژه داشته و توسّط زنان زرتشتی انجام می پذیرد.در روزگاران گذشته و تا پیش از رونق صنایع نسّاجی جدید، نه تنها مادۀ اولیه از پشم گوسفند تهیه می شد که تبدیل آن به نخ نیز دستی بوده است.

 

سِدره پوشی

به سان هریک از دین ها که ورود رسمی افراد بدان ها با برگزاری آئینی ویژه انجام می شود، در کیش زرتشتی، میان زایش و گذران خردسالی در خانوادۀ زرتشتی با ورود رسمی به این کیش تفاوت قائلند و هر زرتشتی زاده صرفاً پس از انجام مراسمی که به آن پاگشایی یا سِدره پوشی گفته می شود، رسماً زرتشتی خوانده شده و سرآغازی بر ضرورت پایبندی او به ضوابط دینی به عنوان تکلیف است. با توجه به دیرینگی و جایگاه مراسم سِدره پوشی در دین زرتشتی ، بالطبع فارغ از گسترۀ جغرافیایی خاص، ورود نوجوانان زرتشتی زاده به کیش خاندانی مستلزم برگزاری چنین آیینی است. گذشته از جزئیات آئینی که بدان خواهیم پرداخت ، در کیش زرتشتی دو نوع آئین پاگشایی وجود دارد.  پاگشایی که اصطلاحاً  با عنوان سدره پوشی  یا نوجوت (اعطای یک پیراهن و کمربند مقدّس یا همان سدره و کُشتی به متقاضی) یاد می شود و مقصود از  آن ورود به یک سازمان دینیِ خاص  با برگزاری تشریفات و آیین هایی ویژه است. و دوم ناوَر (Nāvar) که تشرّف به مقام روحانیّت است.

سدره پوشی افراد نه در یک سن خاص، بلکه در بازۀ زمانی هفت تا پانزده سالگی انجام پذیرفته و این متوسّط سنی برای دختر و پسر یکسان است. هم اینک در یزد و مناطق تابعه، معیار سدره پوشی را یازده سالگی یعنی با اتمام مقطع تحصیلی ابتدائی قرار داده اند و دلیل این امر آن است که کودک از آغاز ورود به مدرسه و طیّ پایه های اول تا پنجم ابتدایی در کلاس های دینی با آموزه های زرتشتی آشنا گردیده و در این سن علاوه بر خواندن و نوشتن، قادر به خواندن اوستای بایسته (که مربوط به نماز است) هست. با این حال در زمان سدره پوشی بیش از سن، بلوغ فکری شرط است و فرد در سنین گوناگون می تواند سدره پوش گردد. از این گذشته، هر چند مطابق با سنّت های دیرین زرتشتی هر فرد که در زمان مشخص شده، سدره پوش نگردد، مرتکب گناه گردیده و خانوادۀ او در این گناه سهیم هستند، امّا در زمان حاضر، ضمن تأکید بر این سفارش دینی، شرط زرتشتی بودن را  بلوغ فکری و انجام ضوابط آئینی و نه ضرورتاً سدره پوشی می دانند. مراسم سدره پوشی در یزد به دو صورت خصوصی و دسته جمعی یا عمومی انجام می شود که در مورد نخست خانواده ها به گونۀ اختصاصی در منازل خود و با حضور موبد یا موبد یار اقدام به انجام آیین می نمایند و شکل عمومی توسّط کمیسیون دینی زرتشتیان و در فصل تابستان (عمدتاً تیر و یا مردادماه) انجام می شود. این مراسم در عصر و در کل تا دو ساعت به درازا می کشد.

 

سوروک

(1398/11/29)

نان سوروک در میان زرتشتیان یزد به گونۀ «سیرُک» و «سیروُ» نیز تلفظ می شود. از لحاظ ترمینولوژی رد پای این لغت را تنها می توان در فارسی میانه (متون پهلوی) و از ریشۀ swr /sūr  در معنای بزم ، مهمانی و سور جست. هم چنین در فارسی میانۀ مانوی نیز این کلمه به صورت swr  به همان معنی آمده است. در مجموع این کلمه در طول زمان با وجود تغییرات آوایی به گونۀ سوروک تلفظ و نگاشته می شود.از آنجایی که یزد از اواخر دورۀ تیموری به اینس وی معتبرترین کانون تجمع زرتشتیان و بویژه روحانیون ارشد زرتشتی به شمار رفته و مهم ترین مرکز مهاجر پذیری پیروان این دین از فارس و خراسان گردید، لذا دور از انتظار نمی نماید، این واژه که از ریشه و پیشینۀ کهن در ادبیات و آئین های مرتبط با تشریفات عمدتاً دینی برخوردار بوده ، در این منطقه با پخت نانی ویژه  نمود یابد. احتمال چنین می رود که شیوع کاربرد حرف (کاف) در گویش یزدی که پایان نام ها آورده می شود بر روی این واژه نیز تأثیر گذار بوده باشد، هر چند در این باره نمی توان دلایل مستندی ارائه نمود. به هر روی از فحوای متون دینی زرتشتی و نیز شاهنامه چنین بر می آید که سور ویژۀ مراسم آئینی با مضمون شادی بوده است.

 امّا هم اینک در کلیۀ  آئینی زرتشتیان یزد اعم از شادی و یا مرتبط با درگذشتگان، پخت و توزیع سوروک جزو لاینفک پذیرایی است. دربارۀ ضرورت پخت سوروک در آیین مربوط به درگذشتگان آن را باید از دید تمهیدات مربوط به شادی روح رفتگان در نظر گرفت. با توجه به باور زرتشتیان مبنی بر بقای روح و بازگشت وی به میان بازماندگان، برگزاری مراسم ویژه و پخت و توزیع نان سوروک به عنوان اصل اساسی در آن ، به منزلۀ نوعی سپاسگزاری و ابراز خرسندی از بازگشت و حضور روح درگذشته تلقی می شود.به هر حال و علاوه بر یادمان درگذشته، این نان در جشن های گوناگون زرتشتیان مانند: اشتاد ایزد، مهر ایزد و...، گهنبارهای فصلی و یا خصوصی، عروسی،جشن تولد و... نیز پخته می شود. پخت این نان در صبحگاهان و یا پسین امکان پذیر است، لکن در شبانگاه مجاز نیست.

پخت این نان در میان مسلمان شهر یزد نیز رایج است و به هنگام چهلم تازه درگذشته و سالگرد او پخته می شود .برخی هم درماه رجب برای شادی روح درگذشتگان آن را می پزند.

 

قالگری سنتی

(1399/4/3)

کارگاه های سنّتی زرگری همواره با کسری و کمبود طلا روبرو هستند. طلای کسری به صورت ذرات ریز براده و یا سواله و یا سرقیچی های ریز بر کف کارگاه زرگری ریخته و یا به صورت گرد بر سطوح و ابزار و وسایل و حتی لباس افراد کارگاه می چسبد و یا به صورت غبار و آلودگی در هنگام شستشو از سطح دست و صورت افراد کارگاه شسته می شود. این میزان از کسری طلا درصد بالایی را شامل شده و ضروری است تا با روش های خاصّی طلای کسری بازیابی و فرآوری گردد. از گذشته های دور برای این منظور از روش قالگری سنّتی برای بازیابی طلای کسری کارگاه های زرگری بهره برده می شده است.

در لغتنامۀ دهخدا دربارۀ قال گری سنتی چنین آمده است: قال گر. مصفّاکننده . فلزات گرانبها را قال گر مصفا کرده، چرک آن ها را جدا ساخته، یعنی فلز مذکور را به توسّط حرارت گداخته، سرب یا ملح قلی بر آن افزوده، اشیاء مذکوره با مواد دیگر متحد گشته، خود فلز خالص و پاک می شود. اسباب این کار دم و کوره است . قال گر نقره با کمال مواظبت به کار خود مشغول می شود و نهایت مواظبت و مراقبت را در آن به کار می برد. وقتی این فلز به چرخ افتاده، قال گر صورت خود را در آن مشاهده نماید، آن وقت می داند که عمل کامل و تمام است .

 

گوشوارۀ کشکی

(1399/4/3)

هنر ساخت زيورآلات از دیر باز در این دیار کهن مورد توجّه بوده است و هنرمندان خوش ذوق با علاقه و پشتکار خاصّ خود که از ویژگی های مردمان این خطه استف به خلق آثار ماندگار و زیبایی در این رشته پرداخته اند که سبب شهرت طلا و طلا سازی و زیورآلات سنّتی یزد در کل کشور و حتی در بازارهای جهانی شده است. ذوق هنرمند یزدی در ساخت انواع گونه ها و طرح های سنتی زیبا و دست ساز در رشته های گوناگون زیورآلات و تنوع دلپسند و چشمگیر در آن ها و خلاقیّت در به کار گیری طرح ها در انواع مدل ها، ظرافت در کار و عیار بالا سبب رونق و درخشش این هنر- صنعت در شهر جهانی یزد شده است. گوشوارل کشکی یکی از انواع زیورآلات با سابقه ای است که مورد توجه و اقبال سازندگان و خریداران به سبب ظرافت و زیبایی از گذشته تا به امروز بوده است.

 

مُشتُک

(1399/4/3)

یک صبحانه یا میان وعدۀ یزدی است که از تکه های نان باقی مانده ته سفره و سبزی های باقیمانده از وعده های غذایی پیشین همراه با پنیر و زیره و گردو تهیّه می شود. دلیل نامگذاری این غذا به نام مُشتُک، شکل گیری آن درون مُشت است. این غذا حاصل قناعت و استفادۀ بهینه از پسماندهای غذایی در سال های قحطی در گذشته های دور است که موجب خلاقیت در تولید یک میان وعده و یا صبحانه با پسماندهای غذاهای وعده های پیشین گردیده است.

 

فالوده یزدی

(1399/4/3)

فالودۀ یزدی با قدمت 50 ساله  در گذشته به خوراکی تهیه شده از پختن پودر بادام در شکر اطلاق می‌شد و زمانی که میوه کمیاب بود، یا قشر فقیر جامعه توان خرید میوه رانداشتند، فالوده جایگزین مناسب و ارزاني به شمار می ‌رفت و تعداد مغازه‌های فالوده‌فروشی بسیار بیشتر از امروز بود و حتی تمام مغازه‌های لبنیاتی و بستنی‌فروشی‌ها نیز فالوده و ماقوت هم برای فروش داشتند و در هر کوچه و محله می‌شد، آن را به راحتی خریداری کرد.این میان وعده که ترکیب اصلی آن با نشاسته است،  با موادی، چون آبلیمو، شربت آلبالو و عرقیاتی مانند: گلاب و بیدمشک مزه دار می‌شود و در کنار نوشیدنی‌هایی دیگر برای رفع عطش و گرمازدگی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 

نبات یزدی

(1399/4/3)

پرده نبات ، کاسه نبات یزدی یکی از سوغات و تحفه های شهر یزد است که با روشی کاملا ًسنّتی تهیه می گردد و چندین نوع است  مانند: نبات پرده است که شکل بلورین دارد و نبات کاسه که شکل توده ای دارد. نبات خواص فراوانی برای درمان بیماری ها دارد.مواد اصلی آن شکر ، آب و سفیدۀ تخم مرغ برای گرفتن املاح شکر است و برای مزّه و خاصیّت بیشتر بدان زعفران هم می زننند.

نبات در ایران از دیر باز سمبل شادمانی و شاد باش بوده و جزء جدا نشدنی مهریه و سفره‌ی عقد در پیوند ازدواج است. از خصوصیات نبات می‌توان به « گرم بودن » آن اشاره نمود که استفاده از آن در درمان سردی مزاج ریشه در سنت ایران زمین دارد، همچنین خاصیت ملین و ضد نفخ بودن آن مشهور است.

در مورد تاریخچۀ نبات منبع خاصی وجود ندارد ولی آن‌چه آشکار است این است که نبات نخستین بار در تاریخ توسط مردمان ایران زمین و شبه قاره هند مصرف می‌شده است.واژۀ «نبات» به معنی گیاه بوده که منشا آن در نحوۀ استفاده مصریان و ایرانیان باستان از گیاهان داروئی به این شکل است.

تفاوت نبات با قند و شکر. از لحاظ ساختار هیچ فرقی ندارند و فقط اندازۀ بلور آن‌ها متفاوت است. شکر از بلورهای ریز قند «ساکارز» تشکیل شده است.

حبهۀ قند از بلورهایی با همین اندازه تشکیل شده با این تفاوت که تعداد زیادی از این بلورهای ریز در داخل حبه قند به همدیگر متصل هستند. درست مثل آجر که از ذرات به هم چسبیدۀ گل رس تشکیل می‌شود. البته بعضی از انواع حبه قندها ذرات ریز تری دارند. نبات هم مثل قند و شکر از ساکارز تشکیل شده است با این تفاوت که بلورهای آن بسیار بزرگ‌تر هستند و کاملاً مشاهده می‌شوند.

نبات را با رشد دادن بلورهای ریز قند در داخل محلول غلیظ آب قند تهیه می‌کنند. به خاطر همین است که همیشه وسط آن یک رشته نخ وجود دارد. این همان نخی است که به عنوان سطح بستر برای رشد دادن بلورها و معلق نگه داشتن آن وسط محلول آب قند استفاده شده است.

به راستی که نبات برای مردم یزد آب حیات و داروی هر دردی است.مادربزرگ ها ی یزدی، برای هر مشکل ودرد جسمی،آبجوش ونبات تجویز می‌کنند که بیشتر مواقع هم کار ساز است و اگر مشکل حل نشد، بعد به سراغ داروهای گیاهی می‌روند. نبات را قند پارسی نیز می نامند.

در یزد قدیم، صبحانه را با یک استکان آبجوش نبات آغاز می کردند و هنوز هم بعضی افراد این عادت را دارند.در یزد رسم بود برای پذیرایی از خواستگار و یا مهمان بسیار عزیز و کسی که برای بار اول به منزل شان می آمد، ابتدا آبجوش نبات بیاورند .تعداد زیادی نبات ریزی در یزد وجود دارد و نبات یزدی از نظر روش تهیه و پخت و همچنین کیفیت بسیار مشهور است.

ظرف نبات ریزی